الگوي مصرف در زندگي شهيدان

نويسنده: سيد جعفر فاطمي نوش آبادي | چهارشنبه 18 فروردین 1389  ساعت 11:48 PM |  

 

بيش از بيست ‌سال از پايان جنگ مي‌گذرد، اما هيچ‌ زماني به مانند اين روزها به يادآوري آن روزها و درس‌آموزي از آن نياز نداشتيم. ما اكنون در آغاز دهه چهارم كه مقام معظم رهبري، آن را دهه «پيشرفت و عدالت» ناميده‌اند، هستيم و آغاز اين دهه نيز سال حركت به سوي «اصلاح الگوي مصرف» است. با نگاهي گذرا به عمر سي‌ساله انقلاب درمي‌يابيم كه تنها مقطعي از اين زمان كه مي‌تواند براي ما، در راه رسيدن به الگوي صحيح مصرف، الگو باشد، همان چندسال نخست انقلاب و به ويژه دوران دفاع مقدس است. حتي اگر آموزه‌ها و مباني ديني كه پايه رفتارهاي آن دوران را شكل مي‌داد، به گوشه‌اي نهيم، باز آن دوران مي‌تواند به ما ياري برساند؛ چرا كه هر كشوري حتي اگر پيشرفته و ثروتمند هم باشد در شرايط جنگي سياست‌هايي را پيش مي‌گيرد كه با آن شرايط، همخواني و سازگاري داشته باشد. خرج مملكت در هنگامه جنگ به گونه‌اي سامان مي‌يابد كه نيروهاي در حال نبرد با كمبود و نقصان عِده و عُده روبرو نشوند و ذهنشان درگير مسئله‌اي جز دشمن نباشد. وضع ما كه ديگر مشخص است. در شرايطي جنگ به ما تحميل شد كه نه نيروي انساني كارآمد و ماهر، پاي كار داشتيم و نه كليد زرادخانه‌هاي تسليحاتي جهان در دستمان بود. تحريم شده بوديم. حتي سيم‌خاردار هم به ما نمي ‌دادند و از بازار سياه، هر آنچه را كه مي‌خواستيم فراهم مي‌كرديم؛ اما انقلاب ماند. كشور ماند و هشت سال مقاومت كرديم. صدها عامل را شايد بتوانيم برشماريم. اما هيچ‌ چيز نمي‌تواند جاي عامل الگوي صحيح مصرف را بگيرد. مصرف فقط در مورد نان و آب و نيروي انساني نبود؛ همه چيز را دربر مي‌گرفت؛ حتي پوكه گلوله و جعبه خالي آر.پي.جي.
مي‌كوشيم در بخش با الگوي مصرف در دوره دفاع مقدس آشنا شويم و در هر بخشي، به يك حوزه خاص بپردازيم.

مواد مصرفي

ما در زندگي روزمره خود، موادي را مصرف مي‌كنيم كه شايد در نگاه اول، به حسابشان نياوريم؛ اما چه بخواهيم و چه نخواهيم، آنها در حال مصرف شدن هستند؛ مثلاً براي انجام يك كار يا تهيه يك وسيله، ما علاوه بر مواد اوليه، هم وقت مصرف مي‌كنيم و هم نيروي بدن خود را مصرف مي‌كنيم. اما وقتي از ما بپرسند چه صرف شده است، تنها همان مواد اوليه را نام مي‌بريم، و از وقتي كه به پايش گذاشته‌ايم، ياد نمي‌كنيم. حال با توجه به اين نكته، سري به باغ خاطرات هشت سال دفاع مقدس مي‌زنيم تا الگوي درست مصرف را از مردان آن روزها ياد بگيريم و اول، از همين وقت شروع مي‌كنيم.

وقت

وقت طلاست؛ ضرب‌المثل قشنگي است كه گاهي بد نيست، واقعاً به آن فكر كنيم و به مضمونش عمل كنيم و اين اتفاقي بود كه در زندگي شهيدان رخ داد.
هسمر شهيد فياض‌بخش مي‌گويد: هميشه لباس يا چيزهايي را كه حضور ايشان چندان ضرورتي نداشت، من برايشان تهيه مي‌كردم، چون انصافاً وقت نداشتند، ولي در مواردي چون خريد كفش، طبيعتاً بايد خودشان مي‌آمدند. روزي رفتيم و من كفشي را پسنديدم، بعد ديدم ايشان كفش مشابهي را انتخاب كردند، در حالي‌كه غالباً سليقه مرا مراعات مي‌كردند. علّت را كه پرسيدم گفتند: كفشي كه شما انتخاب كرديد، بند داشت. من روزي حداقل هشت‌بار اين بندها را باز و بسته كنم كه روي هم‌رفته حداقل هشت‌دقيقه وقت مرا مي‌گيرد. كفش بدون بند مي‌پوشم كه از آن هشت‌دقيقه، براي كار مفيدتري، از جمله مطالعه استفاده كنم.
خاطره بعدي، از شهيد كلاهدوز است. امثال اين شهيد با استفاده حداكثري از وقت خويش توانستند ثمربخش شوند. يكي از همرزمان آن شهيد نقل مي‌كند: يك روز در شوراي فرماندهي سپاه بوديم. چند كتاب قطور با خود آورد كه درباره مسائل نظامي بود. چند صفحه‌ اي از آنها را ورق زد و رو به ما گفت: «ببينيد، اينها خيلي هم چيزهاي مشكلي نيستند. ما بايد مطالعه را جدّي بگيريم.» تعدادي كتاب درباره مسائل مديريت مالي، مديريت پرسنلي و غيره داشتم. از آن به بعد، كتاب‌هايمان را مبادله مي‌كرديم. او دو سه روزه كتاب را مي‌خواند و پس مي‌آورد و من از اينكه هنوز همه كتاب ايشان را نخوانده بودم، خجل مي‌شدم.
مي‌گفت: «اين گروهك‌ها خيلي تشكيلاتي عمل مي‌كنند. هر كي سريع‌تر عمل كند، ابتكار عمل با اوست. ما بايد خود را وفق بدهيم با وقت كم.
آخرين خاطره اين بخش، از شهيد كلهر است كه مي‌تواند براي همه كساني‌ كه كارها را به شوخي مي‌گيرند، و از فرصت‌هاي يادگيري استفاده نمي‌كنند و آن را تلف مي‌كنند، درس باشد. يكي از ياران آن شهيد تعريف مي‌كند: كلاسي درباره تخريب، تشكيل شده بود. ما بيست‌ نفر بوديم كه در آن كلاس شركت كرده بوديم. يكي از شرايط شركت در كلاس، داشتن توان رزمي و جسمي بالا در ميان افراد و شهيد حاج‌يدالله كلهر، يكي از اين افراد بود. مدّت اين كلاس، دو هفته بود كه طي آن، با مسائل كلّي و اصلي اين‌گونه رزم‌ها آشنا مي‌شديم.
مسئولان و مربيان، در آن روزها، هم به ما درس مي‌دادند و هم هر كدام از ما در جاي مربي قرار مي‌گرفتيم، درس مي‌داديم يا از يكديگر سؤال مي‌كرديم.
خب، آدم به طور ذاتي، وقتي در كلاس و پشت ميز و نيمكت قرار مي‌گيرد، شيطنت‌ها گل مي‌كند و همه مي‌شويم همان بچه‌هاي دبستاني با بازي‌ها، شيطنت‌ها و همان طنزها و!... . خلاصه، همه ما تك‌تك امتحان داديم و رد شديم. چون شوخي و سؤال‌هاي بي‌ربط و طنزآميز برادران، نمي‌گذاشت هنگام تدريس آزمايشي، موفق شويم. براي مثال، وقتي سؤال مي‌كرديم آيا كسي سؤالي دارد؟ روي‌مان را كه برمي‌گردانديم، مي‌ديديم به جاي دست، همه پاهاي‌شان را بالا برده‌اند! يا مثلاً يكي دستش را بالا مي‌برد و مي‌پرسيد: «آقا اگر چاشني را بغل كلنگ بگذاريم، چه مي‌شود!؟» خلاصه، آن ‌قدر از اين‌طور سؤال‌ها مي‌كردند كه طرف، خنده‌اش مي‌گرفت و نمي‌توانست درس بدهد و آخر سر هم، در قسمت تدريس مردود مي‌شد.
سرانجام، نوبت به حاج يدالله كلهر رسيد. او آرام و مطمئن، با آن قد و قامت رشيدش، كنار تخته آمد. سپس مطالبي را روي تخته نوشت و آن ‌وقت رو كرد به ما و پرسيد: «آيا كسي سؤالي دارد؟» يكي از برادران گفت: «بله!». گفتند: «چه سؤالي داري؟» گفت: «اين بچه‌ها، نمي‌توانند در كلاس بنشينند، چون پاهاي‌شان درد مي‌كند. پس ما پاهامان را بالا مي‌گيريم.» بعد همه پاهاي‌شان را بالا گرفتند!
هنوز همه در حال و هواي اين شوخي‌ها بوديم كه با ضربه‌اي كه ايشان روي ميز كوبيد، همه سرجاي‌مان ميخكوب شديم.
نتيجه اين شوخي، اين شد كه همه به صف شديم و تا يه شماره، بايد پائين مي‌رفتيم، آن هم سينه‌خيز! حالا حساب كنيد كه بيست‌نفر كه همه جزء فرماندهان و معاونان و خلاصه مسئولان بودند، بايد اين تنبيه را اجراء مي‌كردند!
منبع: نشريه امتداد - ش چندسال نخست انقلاب و به ويژه دوران دفاع مقدس است. حتي اگر آموزه‌ها و مباني ديني كه پايه رفتارهاي آن دوران را شكل مي‌داد، به گوشه‌اي نهيم، باز آن دوران مي‌تواند به ما ياري برساند؛ چرا كه هر كشوري حتي اگر پيشرفته و ثروتمند هم باشد در شرايط جنگي سياست‌هايي را پيش مي‌گيرد كه با آن شرايط، همخواني و سازگاري داشته باشد. خرج مملكت در هنگامه جنگ به گونه‌اي سامان مي‌يابد كه نيروهاي در حال نبرد با كمبود و نقصان عِده و عُده روبرو نشوند و ذهنشان درگير مسئله‌اي جز دشمن نباشد. وضع ما كه ديگر مشخص است. در شرايطي جنگ به ما تحميل شد كه نه نيروي انساني كارآمد و ماهر، پاي كار داشتيم و نه كليد زرادخانه‌هاي تسليحاتي جهان در دستمان بود. تحريم شده بوديم. حتي سيم‌خاردار هم به ما نمي ‌دادند و از بازار سياه، هر آنچه را كه مي‌خواستيم فراهم مي‌كرديم؛ اما انقلاب ماند. كشور ماند و هشت سال مقاومت كرديم. صدها عامل را شايد بتوانيم برشماريم. اما هيچ‌ چيز نمي‌تواند جاي عامل الگوي صحيح مصرف را بگيرد. مصرف فقط در مورد نان و آب و نيروي انساني نبود؛ همه چيز را دربر مي‌گرفت؛ حتي پوكه گلوله و جعبه خالي آر.پي.جي.
مي‌كوشيم در بخش با الگوي مصرف در دوره دفاع مقدس آشنا شويم و در هر بخشي، به يك حوزه خاص بپردازيم.

مواد مصرفي

ما در زندگي روزمره خود، موادي را مصرف مي‌كنيم كه شايد در نگاه اول، به حسابشان نياوريم؛ اما چه بخواهيم و چه نخواهيم، آنها در حال مصرف شدن هستند؛ مثلاً براي انجام يك كار يا تهيه يك وسيله، ما علاوه بر مواد اوليه، هم وقت مصرف مي‌كنيم و هم نيروي بدن خود را مصرف مي‌كنيم. اما وقتي از ما بپرسند چه صرف شده است، تنها همان مواد اوليه را نام مي‌بريم، و از وقتي كه به پايش گذاشته‌ايم، ياد نمي‌كنيم. حال با توجه به اين نكته، سري به باغ خاطرات هشت سال دفاع مقدس مي‌زنيم تا الگوي درست مصرف را از مردان آن روزها ياد بگيريم و اول، از همين وقت شروع مي‌كنيم.

وقت

وقت طلاست؛ ضرب‌المثل قشنگي است كه گاهي بد نيست، واقعاً به آن فكر كنيم و به مضمونش عمل كنيم و اين اتفاقي بود كه در زندگي شهيدان رخ داد.
هسمر شهيد فياض‌بخش مي‌گويد: هميشه لباس يا چيزهايي را كه حضور ايشان چندان ضرورتي نداشت، من برايشان تهيه مي‌كردم، چون انصافاً وقت نداشتند، ولي در مواردي چون خريد كفش، طبيعتاً بايد خودشان مي‌آمدند. روزي رفتيم و من كفشي را پسنديدم، بعد ديدم ايشان كفش مشابهي را انتخاب كردند، در حالي‌كه غالباً سليقه مرا مراعات مي‌كردند. علّت را كه پرسيدم گفتند: كفشي كه شما انتخاب كرديد، بند داشت. من روزي حداقل هشت‌بار اين بندها را باز و بسته كنم كه روي هم‌رفته حداقل هشت‌دقيقه وقت مرا مي‌گيرد. كفش بدون بند مي‌پوشم كه از آن هشت‌دقيقه، براي كار مفيدتري، از جمله مطالعه استفاده كنم.
خاطره بعدي، از شهيد كلاهدوز است. امثال اين شهيد با استفاده حداكثري از وقت خويش توانستند ثمربخش شوند. يكي از همرزمان آن شهيد نقل مي‌كند: يك روز در شوراي فرماندهي سپاه بوديم. چند كتاب قطور با خود آورد كه درباره مسائل نظامي بود. چند صفحه‌ اي از آنها را ورق زد و رو به ما گفت: «ببينيد، اينها خيلي هم چيزهاي مشكلي نيستند. ما بايد مطالعه را جدّي بگيريم.» تعدادي كتاب درباره مسائل مديريت مالي، مديريت پرسنلي و غيره داشتم. از آن به بعد، كتاب‌هايمان را مبادله مي‌كرديم. او دو سه روزه كتاب را مي‌خواند و پس مي‌آورد و من از اينكه هنوز همه كتاب ايشان را نخوانده بودم، خجل مي‌شدم.
مي‌گفت: «اين گروهك‌ها خيلي تشكيلاتي عمل مي‌كنند. هر كي سريع‌تر عمل كند، ابتكار عمل با اوست. ما بايد خود را وفق بدهيم با وقت كم.
آخرين خاطره اين بخش، از شهيد كلهر است كه مي‌تواند براي همه كساني‌ كه كارها را به شوخي مي‌گيرند، و از فرصت‌هاي يادگيري استفاده نمي‌كنند و آن را تلف مي‌كنند، درس باشد. يكي از ياران آن شهيد تعريف مي‌كند: كلاسي درباره تخريب، تشكيل شده بود. ما بيست‌ نفر بوديم كه در آن كلاس شركت كرده بوديم. يكي از شرايط شركت در كلاس، داشتن توان رزمي و جسمي بالا در ميان افراد و شهيد حاج‌يدالله كلهر، يكي از اين افراد بود. مدّت اين كلاس، دو هفته بود كه طي آن، با مسائل كلّي و اصلي اين‌گونه رزم‌ها آشنا مي‌شديم.
مسئولان و مربيان، در آن روزها، هم به ما درس مي‌دادند و هم هر كدام از ما در جاي مربي قرار مي‌گرفتيم، درس مي‌داديم يا از يكديگر سؤال مي‌كرديم.
خب، آدم به طور ذاتي، وقتي در كلاس و پشت ميز و نيمكت قرار مي‌گيرد، شيطنت‌ها گل مي‌كند و همه مي‌شويم همان بچه‌هاي دبستاني با بازي‌ها، شيطنت‌ها و همان طنزها و!... . خلاصه، همه ما تك‌تك امتحان داديم و رد شديم. چون شوخي و سؤال‌هاي بي‌ربط و طنزآميز برادران، نمي‌گذاشت هنگام تدريس آزمايشي، موفق شويم. براي مثال، وقتي سؤال مي‌كرديم آيا كسي سؤالي دارد؟ روي‌مان را كه برمي‌گردانديم، مي‌ديديم به جاي دست، همه پاهاي‌شان را بالا برده‌اند! يا مثلاً يكي دستش را بالا مي‌برد و مي‌پرسيد: «آقا اگر چاشني را بغل كلنگ بگذاريم، چه مي‌شود!؟» خلاصه، آن ‌قدر از اين‌طور سؤال‌ها مي‌كردند كه طرف، خنده‌اش مي‌گرفت و نمي‌توانست درس بدهد و آخر سر هم، در قسمت تدريس مردود مي‌شد.
سرانجام، نوبت به حاج يدالله كلهر رسيد. او آرام و مطمئن، با آن قد و قامت رشيدش، كنار تخته آمد. سپس مطالبي را روي تخته نوشت و آن ‌وقت رو كرد به ما و پرسيد: «آيا كسي سؤالي دارد؟» يكي از برادران گفت: «بله!». گفتند: «چه سؤالي داري؟» گفت: «اين بچه‌ها، نمي‌توانند در كلاس بنشينند، چون پاهاي‌شان درد مي‌كند. پس ما پاهامان را بالا مي‌گيريم.» بعد همه پاهاي‌شان را بالا گرفتند!
هنوز همه در حال و هواي اين شوخي‌ها بوديم كه با ضربه‌اي كه ايشان روي ميز كوبيد، همه سرجاي‌مان ميخكوب شديم.
نتيجه اين شوخي، اين شد كه همه به صف شديم و تا يه شماره، بايد پائين مي‌رفتيم، آن هم سينه‌خيز! حالا حساب كنيد كه بيست‌نفر كه همه جزء فرماندهان و معاونان و خلاصه مسئولان بودند، بايد اين تنبيه را اجراء مي‌كردند!
منبع: نشريه امتداد - ش

 

 

(0) نظرات

 

اصلاح الگوی مصرف از منظرسید شهیدان اهل قلم

نويسنده: سيد جعفر فاطمي نوش آبادي | پنج شنبه 13 اسفند 1388  ساعت 3:01 AM |  

 

  
 سیدشهیدان اهل قلم، شهید سيد مرتضي آويني در ميان نوشته‌هاي فراوان خود، اثر ارزشمندي به يادگار گذاشته است به نام "توسعه و مباني تمدن غرب".
 

 
 البته وجه اشتراک مجموعه نوشته‌هاي آويني اين است که همه در راستاي تبيين مباني انقلاب اسلامي در حوزه‌هاي مختلف است، (البته تا جايي که مجال پيدا کرد)اما توسعه و مباني تمدن غرب از آن جهت براي اين مقاله برگزيده شد،که به طور مفصل در آن به بررسي و ريشه يابي پديده مصرف گرايي و تب تند مدرنيزه شدن در جوامع عصر حاضر پرداخته است.
 
 آويني کتابش را در سال‌هايي مي‌نويسد، که تازه شعارهاي توسعه اقتصادي و مدرنيزه شدن در فضاي عمومي جامعه مطرح شده است.او با بينشي عميق از وضعيت جوامع عصر خود و به ويژه شناخت دقيق از دين اسلام و آداب و رسوم مردم کشورش ناهمخواني و عدم تطابق ملزومات توسعه غربي را با دين و فرهنگ مردم خود تشخيص داده بود.اينگونه بود که احساس خطر مي‌کرد و اين احساس را با ضميمه عقل و منطق به رشته تحرير در مي‌آورد،تا گرچه به مذاق برخي خوش نمي‌آيد،اما شايد تلنگري باشد.
 
 قسمت‌هاي کوتاهي از مقاله "تمدن اسراف و تبذير" کتاب توسعه و مباني غرب او در ادامه مي‌آيد:
 
 «آرمان توسعه‌يافتگي از اصالت دادن به رشد اقتصادي و غلبه‌ي اقتصاد بر ساير وجوه حيات بشر زاييده شده و آنچه باعث شده تا بشر براي اقتصاد اينچنين مقام و اهميتي قايل باشد ماده‌گرايي و نسيان حق است.
 
 
 
 نگرشي که انسان امروز نسبت به خود و جهان يافته است اينچنين اقتضا دارد که او خود و نيازهاي ماديش را اصل بينگارد و همه‌ي عزم و همت خويش را در جهت برآورده ساختن اين نيازها متمرکز کند، و از آنجا که بشر، مادام که در محدوده‌ي حيواني وجود خويشتن توقف دارد و بر عادات خود غلبه نکرده است، تنها حوايج مادي است که او را به جانب خود مي‌کشد، اين توهم رخ نموده که نيازهاي مادي بشر داراي اصالت است، حال آنکه اينچنين نيست.
 
 مهم‌ترين علتي که جامعه‌ي غرب را به اتراف و اسراف و تبذير کشانده است همين است که اراده‌ي او را در جهت ارضاي شهوات و تبعيت از غرايز و اهواي خويش هيچ چيز جز قراردادهاي اجتماع محدود نمي‌کند.
 
 چه علتي باعث شده است تا بشر غربي اعمالي اينچنين را براي خود مجاز بشمارد؟ وقتي اراده‌ي بشر را در جهت ارضاي شهوات و اهواي خويش هيچ چيز محدود نکند، انسان در مسير تمتع از لذايذ دنيايي به آنچنان زياده‌طلبي و تکاثري دچار مي‌شود که از آن بايد به خدا پناه برد. بشر غربي از آنجا که براي وجود انسان قايل به حقيقتي غايي نيست و به حيوانيت بشر اصالت مي‌دهد، براي اهوا و تمايلات حيواني خود نيز هيچ محدوديتي جز قراردادهاي اجتماعي نمي‌شناسد و قراردادهاي اجتماعي را نيز صرفا به منافع فردي باز مي‌گرداند.
 
 در تمدن غرب قراردادهاي اجتماعي ـ و به تعبير خودشان قانون ـ جانشين اخلاق شده است و سعي بشر غربي در اين است که با اصالت دادن به قوانين مدني و مقررات اجتماعي از اخلاق مذهبي و شريعت بي‌نياز شود؛ يعني به عبارت بهتر، جامعه‌اي بسازد که در آن هيچ کس نيازي به خوب‌بودن نداشته باشد، و در عين حال که هيچ کس التزام اخلاقي در برابر وجدان خويش ندارد، همه بتوانند بدون تجاوز به حقوق يکديگر از حداکثر آزادي و ولنگاري براي ارضاي شهوات حيواني و تمتع از لذايذ مادي برخوردار باشند ـ و الحق بهترين نظام سياسي که مي‌تواند اهداف مذکور را تأمين کند، سيستم دموکراسي است.»
 
 راهش پر رهرو باد .
 
 منبع: سايت برنا

 

 

(0) نظرات

 

تجمل‌گرایی و اصلاح الگوی مصرف

نويسنده: سيد جعفر فاطمي نوش آبادي | شنبه 8 اسفند 1388  ساعت 1:13 AM |  

 


عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد گفت: افرادی که اعتماد به نفس ندارند یا اعتماد به نفس آنها اندک است، به دلیل اینکه باور‌ها و ملاک‌هایشان قطعی نیست، در نتیجه بیشتر به سمت تجمل‌گرایی می‌روند.بتول امین‌جعفری اظهار داشت: حسادت، رقابت، چشم و هم‌چشمی و نداشتن هدف در زندگی از عوامل موثر در گرایش افراد به تجمل‌گرایی است و زنان به دلیل داشتن روحیه تنوع طلبی بیشتر به سمت تجمل‌‌‌گرایی می‌روند. این جامعه‌شناس تصریح کرد: تلویزیون به عنوان یک رسانه ملی که مخاطبان زیادی دارد، در الگوگیری افراد و از جمله تمایل به تجمل‌گرایی بسیار موثر است. وی بیان داشت: بر اساس دیدگاه جامعه‌شناسی 5 نهاد خانواده، مذهب، حکومت، اقتصاد و آموزش و پرورش، تاثیرات عمده‌ای را در این زمینه بر جای می‌گذارند. امین‌جعفری ادامه داد: در میان 5 نهادی که در دیدگاه جامعه‌شناسی مطرح است، خانواده نقش مهم‌تر و بیشتری نسبت به بقیه نهادها دارد. بر این اساس اگر خانواده در اجتماعی شدن و جامعه پذیری فرزندان خود به درستی عمل کند، فرزندان نیز در انتخاب و مصرف کالا‌ها واقع‌بینانه‌تر عمل می‌کنند. وی تصریح کرد: چون تجمل‌گرایی گاهی به انجام مقایسه‌هایی منجر می‌شود، گاهی سبب گسست خانواده‌ها می‌شود.
این جامعه‌شناس پیشنهاد داد: اگر پدر و مادر فرهنگ تجمل‌گرایی را در خانواده ایجاد نکرده باشند، فرزندان آنها نیز هرگز به دنبال این عادت نخواهند رفت بنابراین والدین باید فرزندان خود را به گونه‌ای تربیت کند که کمتر به سمت تجمل‌گرایی سوق پیدا کنند.
وی اضافه کرد: اگر فرد در خانواده به درستی تربیت شده باشد، دیگر دوستان و اطرافیان نمی‌توانند وی را به سمت تجمل‌گرایی سوق دهند. امین‌جعفری خاطرنشان کرد: رسانه‌ها، مدیریت فرهنگی کشور و آموزش و پرورش نیز در مبارزه با تجمل‌گرایی نقش دارند. در این راستا باید به برنامه‌ریزی و فرهنگ‌سازی در این زمینه بپردازند.


 

 

 

(0) نظرات

 

صرفه جویی و قناعت

نويسنده: سيد جعفر فاطمي نوش آبادي | جمعه 7 اسفند 1388  ساعت 11:38 PM |  

 


 
 «اسراف در لغت به معنی تجاوز و زیاده روی است و بنابراین در امور اعتقادی و همچنین در تمام افعال و اعمال انسانی متصور است.
 در مقاله حاضر نویسنده با بررسی مقوله اسراف و صرفه جویی از دیدگاه آیات و روایات، بر ضرورت فرهنگ سازی برای صرفه جویی و قناعت در جامعه تأکید کرده است که آن را با هم از نظر می گذرانیم.
 مسأله اسراف و قناعت از مفاهیم و گزاره های مورد اهتمام دین مبین اسلام است که در آیات قرآنی و روایات اهل بیت(ع) بر روی این دو موضوع تأکیدات فراوان صورت گرفته است.
 
 معنی و مفهوم اسراف
 
 «اسراف در لغت به معنی تجاوز و زیاده روی است و بنابراین در امور اعتقادی و همچنین در تمام افعال و اعمال انسانی متصور است. اسراف در عقیده آن است که انسان درباره خود یا دیگری چیزی را که دروغ و سزاوار نیست، معتقد شود، مانند اعتقاد فرعون به ربوبیت خودش که گفت: برای شما غیر از خودم خدائی نمی شناسم» (قصص.۳۸) و پروردگار عالم او را از مسرفین خواند. (یونس.۸۳) یا اینکه آنچه را که سزاوار تصدیق و اعتقاد است باور نکنند مانند اعتقاد به خدا و نبوت پیغمبران و امامت ائمه و معاد و... چنانچه در قرآن مجید می فرماید: و اینچنین جزا می دهیم کسی را که از حد بگذراند (اسراف کند) و به آیات پروردگارش ایمان نیاورد و عذاب آخرت سخت تر و باقی تر است.»(۱)
 موضوع صرفه جویی به قدری در اسلام اهمیت دارد که علمای اخلاق تأکید می کنند: «سزاوار است مؤمن در امور مباح هم سعی کنند که اسرافی از آنها سر نزند، مانند اسراف در خواب، بیداری، حرف زدن و خوردن، چنانکه در حدیث است خدا هر پرخور و پرخوابی را دشمن می دارد.(۲)
 فرهنگ دینی ما به خوبی ابعاد و انواع مختلف اسراف را ترسیم می کند و به انسان مسلمان می آموزد که چگونه خود را از سقوط در این ورطه حفظ کند. یکی از علمای اخلاق اسلامی در تعریف اسراف و انواع آن می گوید:
 «اسراف، به معنای تجاوز از حد و زیاده روی کردن است و آن یا از جهت کمیت است که صرف کردن مال است در موردی که سزاوار نیست هر چند به مقدار درهمی باشد و یا از جهت کیفیت است و آن صرف کردن مال است در موردی که سزاوار است، لکن بیشتر از آن چه شایسته است و از همین رو بعضی صرف مال را در موردی که سزاوار نیست تبذیر گفته اند و صرف مال را در زیادتر از آنچه سزاوار می باشد، اسراف دانسته اند.(۳)
 
 اسراف در قرآن و روایات
 
 آیات قرآن درباره نکوهش اسراف و تبذیر و ارزش و جایگاه میانه روی و بهره گیری صحیح از نعمت های الهی به اندازه ای روشن و واضح است که ما به عنوان یک مسلمان باید به چنین مکتب دقیق و اخلاقی افتخار کنیم.
 قرآن در جای جای خود به مسئله اسراف اشاره می کند و اسراف کننده را مورد سرزنش قرارمی دهد، برخی از این آیات عبارتند از:
 ▪ «خداوند کسی را که اسرافکار و بسیار دروغگوست، هدایت نمی کند.» (غافر.۸)
 ▪ «اسرافکاران اهل آتش جهنم هستند.»(غافر.۴۳)
 ▪ از نعمت های الهی بخورید و بیاشامید، اما اسراف نکنید که خداوند مسرفان را دوست نمی دارد.» (اعراف.۳۱)
 ▪ (بندگان خداوند) کسانی هستند که هرگاه انفاق کنند، نه اسراف می نمایند و نه سختگیری، بلکه در میان این دو، حد اعتدالی دارند.»(فرقان.۶۷)
 -«و اسراف نکنید که خداوند مسرفان را دوست ندارد.» (انعام.۱۴۱)
 قرآن کریم مسئله اسراف را در معنای بسیار وسیعی به کار برده است و همانگونه که در روایات نیز عنوان شده اسراف مراتب مختلفی دارد، اسراف در مرتبه ای مختص خوردن و آشامیدن است و در جایی دیگر فرعون نیز در رتبه اسرافکاران قرارمی گیرد، قرآن به انسان هایی که زیاده روی و اسراف می کنند توصیه می کند که از راهی که در پیش گرفته اند، بازگردند و از رحمت و بخشش الهی مأیوس نشوند.
 خدای متعادل در آیه۲۷ سوره بنی اسرائیل نیز این گونه تکلیف مسئله اسراف و تبذیر را روشن می سازد که: «اسراف مکن و مال خودت را پراکنده مساز، به درستی که اسراف کنندگان برادران شیاطین هستند و شیطان به پروردگارش سخت (منکر) و کفران کننده است.» فرهنگ اسلامی همانگونه که دیدیم زیاده روی در مصرف و استفاده از نعمت های مادی را از پائین ترین مراتب اسراف می داند، در حالیکه دایره این موضوع در اسلام بسیار گسترده است، تا جائیکه بحث از اسراف در عقاید و اعمال نیز به میان می آید.
 احادیث و اخبار درنکوهش اسراف از ائمه شیعه بسیار نقل شده و به جرأت می توان گفت که در هیچ مذهب دیگری به این اندازه درباره مسئله میانه روی و اعتدال در مصرف تأکید نشده است، نگاهی به روایات زیر این مسئله را بیشتر آشکار می سازد.
 امام کاظم(ع) در وصیت نامه ای به هشام می فرماید: یکی از لشکریان عقل میانه روی و از لشکریان جهل زیاده روی است.(۴)
 امیرالمؤمنین علی(ع) فرمودند: «زیاده روی و اسراف مکن، زیرا بخشش اسراف کار مورد ستایش نیست و تنگدستی او هم مورد ترحم واقع نمی شود.(۵)
 رسول خدا نیز در این باره اینچنین می فرماید (السرف یورث الفقر»(۶) زیاده روی فقر به بار می آورد.
 امام موسی بن جعفر(ع) در جایی دیگر فرمود: کسی که در زندگی میانه روی و قناعت ورزد، نعمت او باقی می ماند و آنکه با تبذیر و اسراف زندگی کند، نعمتش از بین می رود.(۷)
 علاوه بر این در سخنان گوهر بار ائمه هدی علیهم السلام بارها از اسراف و زیاده روی به عنوان عامل تباهی مال و ثروت، از بین رفتن برکت و مقدمه و زمینه فقر و تندستی یاد شده است.
 
 قناعت، فضیلت بزرگان
 
 درکنار بحث اسراف که همواره دراسلام مورد مذمت قرار گرفته است، مسئله قناعت خصلت و ویژگی ارزشمندی برای یک انسان مسلمان به شمار می رود. در فرهنگ اسلامی صفت قناعت از جمله صفات فاضله و اخلاق حسنه است و از آن به عنوان وسیله ای که سعادت ابدی آدمی را به بار می آورد یاد شده است. امام محمدباقر(ع) در این رابطه می فرمایند: هرکه قناعت کند به آنچه که خدا به او می دهد، غنی ترین مردم است. (۸) علاوه بر این در کتب اخلاقی اسلامی نیز می بینیم که روشهای تحصیل این صفت پسندیده مورد بحث و بررسی قرارگرفته و علمای اخلاق به صورت مفصل به این موضوع پرداخته اند که حاکی از توجه دین مبین اسلام به این مسئله است، به عبارتی در آموزه های دینی ما علاوه بر اینکه مسئله قناعت و صرفه جویی یک مسئله تاثیرگذار درجامعه محسوب می شود و به ابعاد اجتماعی آن پرداخته شده، هر فرد مسلمان نیز به کسب و تحصیل این ویژگی اخلاقی پسندیده به عنوان یک فضیلت تشویق شده است. همچنین با نگاهی به ادبیات این مرز و بوم خواهیم دید که ادبیات و شعرای ایرانی نیز در جایگاههای گوناگون به مسئله اسراف و در مقابل آن به صرفه جویی و قناعت توجه ویژه ای داشته اند. همچنانکه در گلستان سعدی بابی در فضیلت قناعت وجود دارد و در کتاب بوستان نیز باب دیگری به قناعت اختصاص یافته است. سعدی می گوید:
 چو کم خوردن طبیعت شد کسی را
 چو سختی پیش آید سهل گیرد
 وگر تن پرورست اندر فراخی
 چو تنگی بیند از سختی بمیرد
 یا اینکه می گوید:
 ای قناعت، توانگرم گردان
 که ورای تو هیچ نعمت نیست (۹)
 آثار متعددی از ادبیات فارسی وجود دارد که به بحث قناعت و صرفه جویی پرداخته اند و بسیاری از این مباحث ریشه در فرهنگ دینی و سنت ها و آیین های ملی و بومی ما دارند که توجه به این آثار و بازگونمودن آنها در جامعه به شکل مطلوب می تواند اشاعه دهنده فرهنگ مصرف صحیح و پرهیز از اسراف باشد.
 
 ضرورت احیای فرهنگ میانه روی و قناعت
 
 موضوع اسراف و زیاده روی و در مقابل آن صرفه جویی به قدری گسترده و مبسوط در کتب دینی و اخلاقی اسلامی مورد بحث قرار گرفته که هر شک و شبهه ای را از ذهن انسان برطرف می سازد و بسیاری از ما به رغم اینکه به ابعاد مختلف آن احاطه نداریم، اما بازهم به دلیل همین تاکیدات فراوان لزوم صرفه جویی و به قولی اندازه گیری مقتصدانه درمصرف را به عنوان یک ارزش دینی و انسانی پذیرفته ایم. اگرچه برای ما انسانهای غافل تنها هنگامی که به خشکسالی و محدودیت قطعی برمی خوریم، مسئله صرفه جویی جلوه پیدا می کند، اما اسلام به عنوان مکتبی که برای سعادت بشر برنامه دارد، درهمه حال و همه جا اسراف را امری ناپسند ذکر می کند و مومنان را از زیاده روی برحذر می دارد. حال اگر می خواهیم در عرصه های گوناگون به موفقیت دست بیابیم، باید فرهنگ اسلامی مصرف صحیح را در جامعه ترویج کنیم.
 به نظر می رسد مسائلی از قبیل کم آبی و خشکسالی و غیرآن، یک محصول معنوی ارزشمند را برای ما به ارمغان آورده است و آن چیزی نیست جز احیای مجدد فرهنگ مصرف صحیح به رغم همه نواقص. درست است که باید به این موضوع بیش از آنچه که هست، پرداخته شود، لکن قطره ها هستند که جریان ساز می شوند و جرقه ها و شعله ها و زبانه های آتش را مهیا می سازند.
 برای مبارزه با اسراف و ترویج مصرف صحیح باید به ریشه هایی توجه داشت که بتواند تاثیر عمیق در دل و جان مردم بگذارد، زیرا در غیر این صورت ممکن است روزگاری فرا رسد که دیگر خبری از این ریشه ها نیز نباشد. حال که این ریشه ها هنوز خشک نشده باید به آن توجه داشت و غفلت نورزید، همانطور که اسراف به معنای گسترده آن محصول فرهنگ بیگانه است، صرفه جویی و میانه روی و اعتدال در امور مختلف نیز از دل فرهنگ اسلامی و بومی ملت ما بیرون آمده است، بنابراین برای آنکه بتوانیم الگویی صحیح از مصرف را ارائه دهیم، ناچار هستیم که به احیای فرهنگی جامعه بهایی بیش از پیش دهیم و از این فرصت ایجادشده به نحو احسن استفاده کنیم، فرصتی که امروز به بهانه کم آبی و خشکسالی تجلی یافته است. بنابراین از منظری دیگر کم آبی و خشکسالی برکات معنوی را نیز به همراه خود داشته است و می تواند به نقطه آغازین برای برنامه ریزی و ترویج فرهنگ اسلامی صرفه جویی نیز تبدیل شود.
 فراموش نکنیم که فرهنگ مقوله ای مجرد و یک وجهی نیست، بلکه مسائل فرهنگی همواره تحت تاثیر امور دیگری قرار می گیرند، نمی توان از یک سو شاهد رواج فرهنگ مدگرایی در جامعه بود و ازطرفی انتظار داشت مردم به صرفه جویی درمصرف اهتمام داشته باشند.
 به هرحال به نظر می رسد این اراده مردمی در زمینه صرفه جویی باید با فرهنگ سازی و تلاش همه جانبه، استمرار یابد تا در آینده ای نزدیک مشکلات ناشی از محدودیت منابع کمترین تاثیر منفی را در جامعه ما داشته باشد.
 یادمان باشد که اسراف کاری می تواند از پایین ترین مراتب آغاز شده و به نقطه اوج خود برسد، دراین میان تنها فرهنگ مبتنی بر آموزه های اخلاقی منبعث از وحی است که می تواند درمقابل آن بایستد، این فرهنگ در جامعه ما ریشه دارد و باید به اشاعه آن کمک کرد.
 
 پانوشتها:
 
 ۱و ۲- گناهان کبیره، شهید دستغیب، جلد۲، ص۱۲۰
 ۳- همان، ص۱۰۳
 ۴-تحف العقول، ص۳۰۰
 ۵-غررالحکم، ص۳۴
 ۶-مجموعه الاخبار، باب ۱۷۱، حدیث۶
 ۷-تحف العقول، ص۳۰۱
 ۸-معراج السعاده، ملا احمدنراقی، ص۳۸۷
 ۹-کلیات سعدی، تصحیح بهاءالدین خرمشاهی، ص۸۹
 
 حامد علی اکبرزاده
 روزنامه کیهان ( www.kayhannews.ir ) 
 
 

 

 

(0) نظرات

 

اصلاح الگوي مصرف ازدیدگاه امام (ره)، مقام معظم رهبری و بزرگان

نويسنده: سيد جعفر فاطمي نوش آبادي | یک شنبه 2 اسفند 1388  ساعت 2:46 AM |  

 



گزیده بخشی از دیدگاه امام درخصوص اصلاح الگوی مصرف؛ زياده روي به نحو غير متعارف حرام است و چنانچه موجب اتلاف و ضرر باشد موجب ضمان است. عدالت عبارت است از: حد وسط بين افراط و تفريط و آن از امهات فضايل اخلاقيه است. اسلام تعديل مي‌خواهد، نه جلو سرمايه را مي‌گيرد و نه مي‌گذارد سرمايه آن طور بشود که يکي صدها ميليارد دلار داشته باشد و اين يکي شب که برود پيش بچه‌هايش نان نداشته باشد اين عملي نيست، نه اسلام با اين موافق است نه هيچ انساني با اين موافق است.

گزیده سخنان مقام معظم رهبری درمورد اصلاح الگوي مصرف می توان به این مطالب اشاره کرد: (اسلام عزيز و همه عقلاي عالم، بر اين نكته تأكيد مي كنند كه مصرف بايد مدبرانه و عاقلانه مديريت شود. همه ما بخصوص مسئولان قواي سه گانه، شخصيتهاي اجتماعي و آحاد مردم بايد در سال جديد در مسير تحقق اين شعار \\"مهم، حياتي و اساسي\\" يعني\\"اصلاح الگوي مصرف در همه زمينه‌ها\\"، برنامه ريزي و حركت كنيم تا با استفاده صحيح و مدبرانه از منابع كشور، مصداق برجسته اي از تبديل احوال ملت به نيكوترين حالها، ظهور و بروز يابد. مقابله با اسراف و صرفه جویی صحیح، با حرف امکان پذیر نیست و قوای مقننه و مجریه موظفند با قانونگذاری صحیح و اجرا و پیگیری قاطعانه، الگوی مصرف را از \\" تولید تا مصرف و باز یافت \\" اصلاح کنند. این حرکت، گامی اساسی در روند پیشرفت و عدالت است چرا که بیماری اسراف، از لحاظ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، آسیبها و مشکلات گوناگونی بوجود آورده و آینده کشور را تهدید می کند. مصرف بيهوده و مصرف هرز، در حقيقت هدر دادن مال است. جامعه‏ى ما بايد اين مطلب را به عنوان يك شعار هميشگى در مقابل داشته باشد._هم در سطح دولت، هم در سطح آحاد مردم، هم در سطح سازمانها بايستى نگاه عيب‏جويانه‏ى به اسراف وجود داشته باشد.)

بخشی ازسخنان مقام معظم رهبری درمورد اصلاح الگوي مصرف درمناسبتهای مختلف... برادران! اميرالمؤمنين مى‏گويد زندگى به سمت زهد بايد برود. امروز در جمهورى اسلامى، اگر ما احساس بكنيم كه زندگى به سمت اشرافيگرى مى‏رود، بلاشك اين انحراف است؛ بروبرگرد ندارد. ما بايد به سمت زهد حركت بكنيم. … مردم هم نبايد اسراف و تجمل‏گرايى بكنند. اين‏طور نيست كه زهد فقط مخصوص مسؤولان باشد. اين مهريه‏هاى گران‏قيمت كه براى عقدهاى دخترهايشان مى‏گذارند، خطاست. نمى‏گويم حرام است، اما پديده‏ى بد و زشتى در جامعه است؛ زيرا ارزشهاى انسانى را تحت‏الشعاع ارزش طلا و پول قرار مى‏دهد. (ديدار با اقشار مختلف مردم (روز بيست‏ونهم ماه مبارك رمضان) 26/1/1370)

بايد روحيه اسرافى كه در بعضى از مردم به صورت روز افزون پيدا مى‏شود، مهار گردد. (خطبه‏ هاى نماز جمعه سوم رمضان 1415 -14/11/1373)

من ديروز در پيام اوّلِ سال، به ملت ايران عرض كردم كه صرفه‏جويى را شعار خودتان قرار دهيد. صرفه‏جويى به معناى گدابازى نيست كه بعضى بگويند چرا نمى‏گذاريد مردم از نعمتهاى خدا استفاده كنند. نه؛ استفاده كنند، ولى اسراف و زياده‏روى نكنند. اسراف در جامعه، لازمه اشرافيگرى و تقسيم نابرابر ثروت و مايه تضييع اموال عمومى و نعمت الهى است. صرفه‏جويىِ صحيح - همان كه در اسلام به آن قناعت مى‏گويند - به معناى نخوردن نيست. به معناى زياده‏روى نكردن، مال خدا را حرام نكردن و نعمت الهى را ضايع نكردن است. اگر جامعه‏اى بخواهد قناعت و صرفه‏جويى را - كه يك دستور اسلامى است - عمل كند، بايد متوجّه باشد كه در شكل كلّى به عدالت اجتماعى و مسأله عدالت پرداخته شود. براى اين كه بشود اين راه را ادامه داد، همه و همه بايد كوشش كنند...( اجتماع بزرگ مردم در صحن امام خمينى(ره) مشهد مقدّس رضوى‏ -1/1/1376)

ارزش ديگر، دورى از اسراف و تجمّل در سطح زمامداران است. البته تجمّل و اسراف در همه جا بد است؛ اما آن چيزى كه مردم را وادار مى‏كرد كه نسبت به اين قضيه حسّاسيت نشان دهند، رفتارهاى مسرفانه و متجمّلانه و ولخرجيها با مال مردم در سطح حكومت بود. اين از آن چيزهايى بود كه مردم نمى‏خواستند. نظام اسلامى بر اساس اين ارزش به‏وجود آمد كه چنين چيزى نباشد. (خطبه ‏هاى نمازجمعه تهران‏ -23/2/1379)

منكراتى كه در سطح جامعه وجود دارد و مى‏شود از آنها نهى كرد و بايد نهى كرد، از جمله اينهاست: اتلاف منابع عمومى، اتلاف منابع حياتى، اتلاف برق، اتلاف وسايل سوخت، اتلاف مواد غذايى، اسراف در آب و اسراف در نان. ما اين همه ضايعات نان داريم؛ اصلاً اين يك منكر است؛ يك منكر دينى است؛ يك منكر اقتصادى و اجتماعى است.( در خطبه‏ هاى نماز جمعه تهران‏ -25/9/1379)

مصرف‏گرايى براى جامعه بلاى بزرگى است. اسراف، روزبه‏روز شكافهاى طبقاتى و شكاف بين فقير و غنى را بيشتر و عميقتر مى‏كند. يكى از چيزهايى كه لازم است مردم براى خود وظيفه بدانند، اجتناب از اسراف است. دستگاههاى مسؤولِ بخشهاى مختلف دولتى، بخصوص دستگاههاى تبليغاتى و فرهنگى - به‏ويژه صدا و سيما - بايد وظيفه خود بدانند مردم را نه فقط به اسراف و مصرف‏گرايى و تجمّل‏گرايى سوق ندهند؛ بلكه در جهت عكس، مردم را به سمت قناعت، اكتفا و به اندازه‏ى لازم مصرف كردن و اجتناب از زياده‏روى و اسراف دعوت كنند و سوق دهند. مصرف‏گرايى، جامعه را از پاى درمى‏آورد. جامعه‏اى كه مصرف آن از توليدش بيشتر باشد، در ميدانهاى مختلف شكست خواهد خورد. ما بايد عادت كنيم مصرف خود را تعديل و كم كنيم و از زياديها بزنيم. (در خطبه ‏هاى نماز عيد فطر 15/9/1381)

توصيه من به وزيران محترمى كه اين‏جا هستند و به ديگر مسؤولان دولتى، امروز اين است و قبلاً هم هميشه همين بوده است كه روى مسأله تقويت پول ملى و به نظام آوردن خرجها و هزينه‏هاى دولتى تلاش كنند و جلوِ ريخت و پاشها و خرجهاى زيادى و اسراف‏گونه را بگيرند و در يك دايره محدودتر وزارتى، رعايت كمال عدالت را بكنند و تبعيضهاى بيجا را بردارند.( ديدار معلّمان و كارگران‏ -10/2/1382)

«اجتناب از اسراف و ريخت‏وپاش» جزو برنامه‏هاى بسيار خوب شماهاست.( ديدار با رئيس جمهور و اعضاى هيئت دولت -6/6/1385)

آنچه كه پيشرفت هست، اين است كه ما از هر كه و هر جور، همه‏ى دانشهاى مورد نيازمان را فرا بگيريم؛ اين دانش را به مرحله‏ى عمل و كاربرد برسانيم، تحقيقات گوناگون انجام بدهيم، براى اينكه دامنه‏ى علم را توسعه بدهيم، تحقيقات بنيادى انجام بدهيم، تحقيقات كاربردى و تجربى انجام دهيم،.............درباره‏ى مشكلات اجتماعى‏اى كه در كشور وجود دارد، تحقيق كنيم و راه ريشه كردن اينها را پيدا كنيم و به دنبال اين برويم كه راه مبارزه با اسراف چيست. اسراف يك بيمارى اجتماعى است. راه مبارزه با مصرف گرايى چيست؟ راه مبارزه با ترجيح كالاى خارجى بر كالاى ساخت داخل چيست؟ اينها تحقيق مى‏خواهد. در دانشگاهها پروژه‏هاى تحقيقى بگيريد، استاد و دانشجو كار كنيد، نتيجه‏ى تحقيق را به مسئولان كشور بدهيد؛ به رسانه‏ها بدهيد تا سرريز شود و فرهنگ‏سازى شود. اين، مى‏شود پيشرفت. (ديدار اساتيد و دانشجويان‏ دانشگاههاى استان سمنان -18/8/1385)

اگر ضرورتهايى هم اين كار را در آن دوره ايجاب مى‏كرد، نبايد ديگر اين كارها در دوره‏ى بعد از جنگ، در دهه‏ى دوم و سوم، انجام مى‏گرفت؛ نبايد بيخود شركت توليد مى‏شد؛ نبايد از واگذارى شركتهاى دولتى به مردم، در آن بخشى كه قانون اساسى تصريح به آن كرده بود، كوتاهى مى‏شد؛ بايد مى‏داديم. بايد مالكيت دولت را روزبه‏روز كمتر مى‏كرديم. اين‏طور نشد، بلكه بيشتر و گسترده‏تر شد! و خيلى از درآمدهايى كه بايد در خدمت توليد، در خدمت گردش صحيح پول در جامعه قرار مى‏گرفت، صرف كارهاى غيرلازم شد؛ فعاليتهاى اسراف‏آميز، ساختمان‏سازيهاى بيخودى. و حتماً به اقتصاد كشور لطمه خورد. (ديدار مسئولان اقتصادى و دست‏اندركاران اجراى اصل 44 قانون اساسى‏‏ 30/11/1385)

من در شيراز اشاره كردم: اگر ما اسراف نكنيم، مي‌توانيم نياز كشور را برآورده كنيم. يكي از چيزهايي كه ما در اين كشور نتوانستيم بر خودمان فائق بياييم و اصلاح كنيم، مسئله‎ي اسراف است...( ديدار هزاران نفر از مردم و عشاير شهرستان نورآباد ممسني -15/2/1387)

ساده‏زيستى بخصوص در خود آقاى رئيس‏جمهورخوب و برجسته است و چيز باارزشى است؛ در مسئولين هم - كما بيش؛ يك جايى كمتر، يك جايى بيشتر بحمداللَّه هست. ساده‏زيستى چيز بسيار باارزشى است. ما اگر بخواهيم تجمل و اشرافيگرى و اسراف و زياده‏روى راكه واقعاً بلاى بزرگى است از جامعه‏مان ريشه‏كن كنيم، با حرف و گفتن نميشود؛ كه از يك طرف بگوئيم و از طرف ديگر مردم نگاه كنند و ببينند عملمان جور ديگر است! بايد عمل كنيم. عمل ما بايستى مؤيد و دليل و شاهد بر حرفهاى ما باشد تا اينكه اثر بكند. اين خوشبختانه هست. فاصله‏تان را با طبقات ضعيف كم كرده‏ايد و كم نگه داريد و هر چه كه ممكن است آن را كمتر كنيد.( ديدار رئيس‏ جمهوري و اعضاى هيئت دولت -2/6/1387)

و همچنین ازبزرگان دراین خصوص داریم که ازجمله می توان به كتاب بوستان سعدي از بدي اسراف و تشويق به صرفه جويي چنين آورده است.

چو كم خوردن طبيعت شد كسي را

چو سختي پيش آيد سهل گيرد

وگر تن پرورست اندر فراخي

چو تنگي بيند از سختي بميرد

يا اينكه مي گويد:

اي قناعت، توانگرم گردان

كه وراي تو هيچ نعمت نيست

يك زندگي مطالعه نشده،ارزش زيستن ندارد...( سقراط)،اگر مي خواهي بنده كسي نشوي،بنده هيچ چيز مشو...( ژاك دوال)،با ولخرجی تنها مال نمی رود، زمان ارزشش فراتر است، و آن هم نابود می شود.( اُرد بزرگ)،هیچ پیر جهان دیده ای منکر برآیند زهرآلود، دارایی حرام در زندگی آدمی نیست.( اُرد بزرگ)، كسي شايسته آزادي است كه هرروز بتواند به هوسهاي خود چيره شود. (گوته) و ويكتورهوگو هم دراین موردتاکید دارد که بديهاي اجتماع به دست ما ساخته شده است و به جاي ناله جاي آن دارد كه درصدد رفع آن برآئيم.



نتیجه گیری وارایه راهكار

آنچه امروز اتفاق مي افتد اين است كه قدرت هاي بزرگ صنعتي كه فرامليتي و جهاني شده اند براي انسان تصميم مي گيرند كه چه چيز خوب است و چه چيز بد و با قدرت عظيم رسانه اي و تبليغات مجهز به آخرين فنون روانشناختي آنرا به خورد مردم مي دهند. شايد مقصر عمده خود ما باشيم كه با پناه بردن به مصرف گرايي و مسخ خودخواسته براي فرار از رنج هاي وجودي و نگراني هاي ريشه دار در هستي مان، به اين غول هاي صنعتي و اقتصادي قدرت بخشيده ايم و هر روز نيز از محصولات متنوع و بي فايده شان استقبال مي كنيم و سعي داريم پوچي و يكنواختي زندگيمان را با مصرف اين محصولات متنوع جديد جبران كنيم. مثال ساده اش را در مدل هاي جديد تلفن همراه وسایرلوازم اولیه زندگی است که ببينيد در واقع هيچ فرق عمده اي با قبلي ها ندارند و فقط روزمرگي ما را جوابگو هستند.

و این درحالی است که شناخت انسان از آنچه مي تواند بيافريند، شكوفايي نيروهاي خلاقه انسان و احساس هويت و معنا در زندگي مي تواند ما را از اين تخدير و خماري مصرف بيرون بكشد و وادارمان كند به نيازهاي اساسي خود فكر كنيم و در راستاي تحقق آنها گام برداريم. اينگونه مي شود كه واژه مصرف گرايي براي بسياري از ما بي معنا خواهد شد. امام علي(ع) در اين باره مي فرمايند: «الاوان اعطاء المال في غير حقه تبذير و اسراف» «آگاه باشيد خرج كردن به ناحق، حيف و ميل و اسراف است»

كتاب آسماني قرآن نيز در آيه 141 سوره انعام در مورد اصلاح الگوي مصرف و بهينه مصرف كردن مي فرمايد: «كلوامن ثمره اذا اثمر و اتوا حقه يوم حصاده ولاتسرفوا انه لايحب المسرفين» «و از آن ميوه هنگامي كه به ثمر مي نشيند بخوريد و حق آن را به هنگام درو بپردازيد و اسراف نكنيد كه خداوند اسراف كنندگان را دوست ندارد»

با توجه به این نکات می توان نتیجه گیری کرد که اصلاح الگوی مصرف که به معنی نهادینه کردن روش صحیح استفاده از منابع درهرکشوری است، سبب ارتقای شاخص‌های زندگی و کاهش هزینه‌‌ها شده و زمینه ای برای گسترش عدالت درآن جامعه را مهیا خواهد کرد.

از طرفی الزام مصرف بهینه باعث می شود تا علاوه بر پیشرفت علمی ناشی از ارتقای فن آوری در طراحی و ساخت وسایل و تجهیزات بهینه مطابق با استانداردهای جهانی، فرصت توزیع مناسب منابع و به تبع آن پیشرفت در دیگر بخش هایی که کمتر مورد توجه بوده است نیز فراهم گردد.

آنچه بر اصلاح الگوي مصرف و دستيابي به فرهنگ بهينه مصرف در كشور داراي اهميت مي باشد اين است كه اصلاح الگوي مصرف نيازمند تبيين استراتژي و تعيين خط مشي است كه طي آن، اين اصل به يك شعار تغيير ماهيت ندهد؛ در واقع لازمه دستيابي به اين مهم در كشور، خيزش و حركتي عميق از سوي مسئولان و همه آحاد جامعه مي باشد؛ لذا مي بايست همگي اين اصل را يك ضرورت دانسته و فعاليت هاي خود را در راستاي رسيدن به اين اصل مهم برنامه ريزي نمايند و براي دستيابي به اين امر فرهنگ سازاقدام نمايند. آنچه كه رهبر فرزانه انقلاب بر آن تاكيد مي ورزند اين است كه «همه ما به خصوص مسئولان قواي سه گانه، شخصيت هاي اجتماعي و آحاد مردم بايد در سال جديد در مسير تحقق اين شعار مهم، حياتي و اساسي يعني اصلاح الگوي مصرف در همه زمينه ها، برنامه ريزي و حركت كنيم تا با استفاده صحيح و مدبرانه از منابع كشور، مصداق برجسته اي از تبديل احوال ملت به نيكوترين حال ها، ظهور و بروز يابد.». بنابراين تاكيد رهبر معظم انقلاب بر اصلاح الگوي مصرف نشان دهنده اين موضوع به عنوان بستري مناسب براي شكوفايي و دستيابي به اقتدار ملي است. لذا پرهيز از شعارزدگي وحفظ صيانت اصل موضوع به عنوان مهمترين عامل در مسير اصلاح الگوهاي مصرفي و همچنين تبيين و تحقق آن وظيفه اصلي همه مردم و مسئولين به شمار مي رود. از این رو ارتباط منطقی بین نامگذاری سال اول دهه پیشرفت و عدالت به \\"اصلاح الگوی مصرف\\" بیشتر نمایان می شود.

حال با نامگذاري سال جديد بعنوان اصلاح الگوي مصرف اهميت دارد از تجربه همه ا قشارجامعه براي شکوفايي وسربلندي کشورمان استفاده کافي راداشته باشيم.وهمچنين ازتجربه برخي کشورهاي توسعه يافته که برنامه انها مبتني برمدل بومي و ديني بوده وهمچنین با بکارگیری فرهنگ سازي، مديريت قوي، طراحي ساز وكارو جلب مشاركت مردم سود جست و با اتکا به دانشمندان جوان و فرهيخته‌ي کشور،همانند کشورهاي پيشرفته‌ي دنيا درراه توسعه و آباداني کشورمان نقش کليدي داشته باشيم.

واین نکته هم نباید فراموش شود که سياستگذاري نادرست وبه عبارتي نبود سياست و برنامه در سطوح مديريتي كشوردراین زمینه، مصرف نادرست و الگوي نامناسب مصرف را در جامعه دامن مي‌زند و پارادايم اصلاح الگوي مصرف كه مبتني بر يك انديشه توسعه‌گراست را در نهايت به ضد خود تبديل مي‌كند. حضرت امیر (ع) می فرمایند :زیاده روی و اسراف مکن زیرا بخشش اسراف کار مورد ستایش نیست و تنگدستی او هم مورد ترحم واقع نمی شود.

دراین راستا باید همه اقشارمختف جامعه وبخصوص مسوولان نظام، بايد با الگو قراردادن موارد مطرح شده درآموزه های دینی واسلامی و با توجه به فرمايشات حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي وبا بکارگیری شیوه های مدیریتی جدید و نوآوري در بخشهاي مختلف و دستگاههاي گوناگون واستفاده درست وبهینه ازمنابع عظیم ثروت کشورمان برای اقتدار میهن عزیزمان تلاش کنند.

برهمین اساس کشورمان ايران در حال حاضر در مقطعي از تاريخ انقلاب‌مان قرار گرفته‌است که پس از 30 سال تجربه و فراز و نشيب‌هاي گوناگون در عرصه‌هاي مختلف سياسي، اجتماعي و اقتصادي در حال گذر از مرحله تجربه و ورود به مرحله رشد و شکوفايي است.که دراین راستا مسوولان و مديران نظام بابرنامه ریزی های درست وبه موقع، هم مي توانند از عوامل اصلي تحول به شمار روند و هم مي توانند از مهم ترين موانع اساسي تحول محسوب شوند. هيچ تحول بدون حمايت و پشتيباني مديران ارشد در سازمان ها بوجود نمي آيند. اگر مديران نسبت به برنامه هاي تحول تعهد داشته باشند، تلاش زيادي بايد انجام گيرد ولي اگر مديران اعتقاد و پشتيباني نکنند هيچ تحولي ايجاد نخواهد شد. براي همين منظور در هر برنامه بهبود و تحول، اطمينان از حمايت و پشتيباني مديران ارشد لازم و ضروري است، اگر مديران به تحول اعتقادي نداشته باشند بايد توجيه لازم صورت گيرد. بدون حمايت مديران آغاز هيچ برنامه تحولي توصيه نمي شود.

سخن آخر اینکه براي رسيدن به اين هدف عالي و ورود به مرحله رشد و شکوفايي حرکت‌هاي عادي و تکرار حرکت‌هاي گذشته پاسخگو نيست و هر ملتي که مي‌خواهد در عرصه رشد و شکوفايي وارد شود و وظيفه‌ خود را به عنوان بخشي از جامعه‌ بشري انجام دهد و راه‌هاي بهره‌مندي خود را از زندگي مطلوب‌ترفراهم کند، چاره‌اي جز تلاش و توليد انديشه و فکر ندارد.


منابع و پی نوشت ها:

1- قرآن

2- یاداشتی ازمطالب رضا طياري آشتياني در فارس

3- الگوي مصرف و تهاجم فرهنگي

4- یاداشتی از مطالب حسين علي فارابي درفارس

5- یاداشتی از مقاله محمدرضا باقري در فارس

6- یاداشتی از مقاله موسی کاظم زاده در سایت باشگاه اندیشه و خبرگزاری آریا

7 - یاداشتی از مقاله دكتر فريبرز درجزي در جام جم آنلاين
 

 

 

(0) نظرات